الفيض الكاشاني
93
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
است كه ترسشان از خدا كم و بينش دينى آنان اندك و تمايلشان به دنيا قوى و حرصشان بر جلب مريد بسيار است ، و جز با تعصّب نمىتوانند به مقامى برسند و پيروانى به دست آورند . پس مقام و مريد خواهى را در سينههايشان نيكو دانستند و مردم را از حيلههاى شيطان در آن امر باز نداشتند ، بلكه خودشان از شيطان در تنفيذ حيلههايش نيابت كردند و مردم همواره به آن راه رفتند و كارهاى مهّم دينشان را فراموش كردند . پس خود هلاك شدند و ديگران را نيز هلاك كردند . خداى متعال توبه ما و ايشان را بپذيرد . يكى از پيشينيان گويد : به ما خبر دادهاند كه ابليس گفته است گناهان را براى امت محّمد ( ص ) بياراستم و آنان با طلب آمرزش كمرم را شكستند ، پس گناهانى را در نظرشان آراستم كه در مورد آنها استغفار نمىكنند و آن گناهان خواهشهاى نفسانى است . شيطان ملعون راست گفته است زيرا مردم نمىدانند كه اين خواهشها از عواملى است كه آدمى را به گناهان مىكشاند ، پس چگونه از آنها استغفار كنند ؟ از بزرگترين حيلههاى شيطان اين است كه انسان خود را به اختلافات مردم كه در مذهب و نزاعهاى خصوصى دارند سرگرم كند . ابن مسعود گويد : گروهى در مجلسى نشستند و به ياد خدا پرداختند ، شيطان آمد كه آنها را حركت دهد و از هم جدا سازد ولى نتوانست . پس نزد رفقاى ديگرى آمد كه دربارهء دنيا سخن مىگفتند و در ميان آنها اختلاف انداخت پس برخاستند و به نزاع و كشتار يكديگر پرداختند ولى اين گروه منظور شيطان نبودند در نتيجه گروهى كه سرگرم ذكر خدا بودند به ميانجى گرى ميان آنها مشغول شدند و از آن مجلس ذكر خدا پراكنده شدند و شيطان جز اين هدفى نداشت . ديگر از راههاى مهّم ورود شيطان ( به قلب ) اين است كه عوام و افراد كم سواد را كه از علم بهرهء كافى ندارند وادار مىكند كه در ذات و صفات خدا و مطالبى كه عقلشان به آن نمىرسد بينديشند تا بدين وسيله آنها را در اصل دين به شك اندازد يا دربارهء خداى متعال گرفتار ؟ ؟ ؟ شوند كه خدا منزّه از آنهاست و در نتيجه انسان كافر يا بدعت گذار مىشود حال آن كه خود از اين